تلویزیون آموزشی روزمنو
آموزش نوشیدنی های خنک و پر انرژی
روزمنو، محبوب ترین انجمن آشپزی و شیرینی پزی ایرانی

برگشت   روزمنو، محبوب ترین انجمن آشپزی و شیرینی پزی ایرانی > فرهنگ و ادب - CULTURE and LITERATURE > گردشگری و ایرانشناسی - Tourism

User Tag List

پاسخ
 
امکانات حالات نمایش
قدیمی 2011-01-27, 08:55 AM   #1
*ونوس*
کاربر فعال
 
آواتار *ونوس*
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
موقعیت: تو قلب همسری...
ارسالها: 961
تشکر کرده : 5,674
تشکر شده 4,802 بار در 828 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute

مدال های افتخار

پیشفرض جشن های باستانی

خب اینجا راجع به جشن ها و اعیاد ایران پست بزاریم
__________________
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ی ارزانی است!
چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان !
و دروغ از همه چیز ارزان تر
آبروقیمت یک تکه ی نان
وچه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان!
*ونوس* آفلاین است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از دوست گرامی *ونوس* عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
Afrodit (2011-01-28), فاطیما (2012-03-06)
قدیمی 2011-01-27, 08:56 AM   #2
*ونوس*
کاربر فعال
 
آواتار *ونوس*
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
موقعیت: تو قلب همسری...
ارسالها: 961
تشکر کرده : 5,674
تشکر شده 4,802 بار در 828 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute

مدال های افتخار

پیشفرض فلسفه عید نوروز

سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردین (روز اورمزد) است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی‌کشد ، بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد ، آیین‌های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام می‌گیرد. اگر نوروز همیشه و در همه جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز می‌شود ، حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان ، نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت ِ مردگان (از ۲۶ اسفند تا ۵ فروردین) چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز می‌گردند ، افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو می‌کردند. باز مانده‌ی این رسم ، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگی‌های ساختگی ، رسم میر نوروزی ، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمان‌های بیجا صادر می‌کرد ، از مقام امیری بر کنار می‌شد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده می‌گویم ، چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی. خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی می‌کردند و اگر میسر نمی‌شد ، دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند ، سفید می‌شد. اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب می‌دانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می‌کردند. فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین) در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز می‌گردند ، اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال می‌شوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه ، غمگین و افسرده باز می‌گردند. از این رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و می‌گفتند که برای مرده عید گرفته اند. در گیر و دار خانه تکانی و از ۲۰ روز به روز عید مانده سبزه سبز می‌کردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبیا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجیله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند – یا دوازده ? شماره‌ی مقدس برج‌ها ? در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند و بالیدن هر یک را به فال نیک می‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= اندیشه‌ی نیک) ، هوخت (= گفتار نیک) و هوو.رشت (کردار نیک) سبز می‌کردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها می‌دانستند. چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه ? منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال ? و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک می‌دید. غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم می‌گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می‌شد ، آن را بر می‌افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباس‌های کهنه را می‌سوزاندند. آتش می‌توانست در بیابان‌ها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدندو ترانه‌هایی که در همه‌ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود ، می‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی‌کردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می‌کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ نخستین چهار راه می‌ریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که می‌پرسیدند: “کیست؟” می‌گفت: “منم.” – ” از کجا می‌آیی؟” – “از عروسی… ” – “چه آورده‌ای؟” – “تندرستی…” شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق (روزنه‌ی بخاری) شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند ۲۷ منظومه‌ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند ۲۸ به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند ۲۷: عید بود و مرغ شب آواز می‌خواند دختر نامزد شده برای داماد ، جوراب نقشین می‌بافت… و هر کس شال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه… که چه رسم زیبایی است ? رسم شال اندازی ? هدیه عیدی بستن به شال داماد… برگردان بند ۲۸ من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام (پسر خاله‌ام) رفتم ، و شال را آویزان کردم… فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست “خانم ننه‌ام” را به یاد آورد و گریه کرد… شهریار در توضیح این رسم می‌گوید: “در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت می‌کردیم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم.” از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود ، زیر پا می‌گذاشتند. نیت می‌کردند و به گوش می‌ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. آنها در واقع از فروهر‌ها می‌خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند ، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها… زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذاهای گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می‌رفتند ، سعی می‌کردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر می‌دانستند ، دریافتشان را خوش یُمن می‌پنداشتند. اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه می‌گرفت. دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی می‌داند که به آن هفت سینی می‌گفتند و بعدها با حذف (یای) نسنت به صورت هفت سین در آمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفره‌ی هفت سینی می‌گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنایی و افزونی ، آتشدان ، نماد پایداری نور و گرما که بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ، شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سکه‌های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمین ، گل بید مشک که گل ویژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز مانده‌ی رسم آبریزان یا آبپاشان است ( بر مبنای اشاره‌ی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاکستر آن آلوده می‌شود و لذا آب پاشیدن به یکد یگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر ، بَرسَم (= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، انجیر در دسته‌های سه ، هفت یا دوازده تایی) و کتاب مقدس. بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام می‌دانستند چنانکه‌هاتف اصفهانی می‌گوید: نسیم صبح عنبر بیز شد ، بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح ، حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود ! مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می‌بریم: مگر نمی‌بینی که ؛ خورشید به برج بره اندر شده و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمی‌بینی که ؛ مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی‌بینی که ؛ زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟ پس بر نوشدن زمانه شاد کام می‌باش..
__________________
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ی ارزانی است!
چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان !
و دروغ از همه چیز ارزان تر
آبروقیمت یک تکه ی نان
وچه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان!
*ونوس* آفلاین است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از دوست گرامی *ونوس* عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
Afrodit (2011-01-28), فاطیما (2012-03-06)
قدیمی 2011-01-27, 08:57 AM   #3
*ونوس*
کاربر فعال
 
آواتار *ونوس*
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
موقعیت: تو قلب همسری...
ارسالها: 961
تشکر کرده : 5,674
تشکر شده 4,802 بار در 828 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute

مدال های افتخار

پیشفرض سفره هفت سین

در روزگار ساسانیان قابهای منقوش ، زیبا و گرانبهایی از جنس کائولین به ایران آورده می شد که بعدها به نام کشوری که از آن می آمد چینی نامیده شد و در تغییر گویش به صورت “سینی” و نیز در حالت معرب به صورت “صینی” رواج پیدا کرد. چینی یا سینی یعنی منسوب به چین یا سین و نام سین یا چین که در واقع نام سلسه پادشاهی چین است. در ایران برای تمایز بین ظرفهای مختلفی که از چین آورده می شد آن که از جنس فلزبود را سین یا سینی و آن که از جنس کائولین بود را چینی می نامیدند. برای چیدن خوان نوروزی در این دوران از همین ظروف منقش بهره می گرفتند که نوع مرغی آن هنوز در ایران مرسوم است و این ظرفها را پر از نقل و قند و شیرینی می کردند و به عدد هفت امشاسپند که عبارتند از اردیبهشت ، خرداد ، امرداد، شهریور ، بهمن و اسپندارمذ و خود اهورمزدا بر سر خوانهای نوروزی می گذاشتند و از این رو خوان نوروزی به نام هفت سینی نام گرفت که بعدها با حذف “ی” نسبت همان هفت سین امروزین شد اصولا” هفت در فرهنگ و ادبیات ایران عدد مقدسی است و کاربرد آن در هفت خوان رستم ، هفت طبقه آسمان ، هفت مرحله عشق ، هفت اختر ، هفت اقلیم ، و… مشهود است و در ادبیات هم آثار زیادی با هفت آغاز شده همچون هفت اورنگ و یا هفت گنج سفره هفت سین در میان ما ایرانیان که نمادی از خوشبختی، شادی، خرمی ، وفور نعمت و سلامتی است در گذر زمان تغییر یافته و به تدریج مظاهر بیشتری از حیات را در خود گنجانده است

نمادها

آنچه بر سر خوان نوروزی گذارده می شود به غیر از هفت سین آینه و شمعدان و طبعا” شمع های فروزان ، نان ، شراب ، نارنج غوطه ور در آب ، شیرینی ، سکه ، سبزی خوردن ، تخم مرغ رنگ کرده ، ماهی قرمز ، اسفند، و گلدان سمبل است. ابتدا بپردازیم به هفت سین که گفته اند شش نشانه است از برتری اهورامزدا بر اهریمن سیب : نماد زایندگی و عشق است سنجد : سنجد میوه درخت کنار است که وقتی بارور می شود و عطر آن در فضا می پیچد تحریک کننده قوای احساسی انسان است و معتقدند که موجب عشق انسانها به یکدیگر می شود . به همین دلیل سنجد هم سمبل عشق است

سرکه : نماد صبر و شکیبایی است

سیر : نماد تندرستی است

سبزه : نماد باروری و نوزایی است

سماق: درباره سماق گفته شده به رنگ خورشید در حال طلوع است و مظهر طلوع و آغاز دوباره است

سمبل : آب سمبل روشنى دل مى‌باشد که مظهر ایزد بانوى نیرومند آب‌ها اناهیتاى بزرگ مى‌باشد که مقامى بسیار والا در ایزدان ایران باستان دارد. اناهیتا ایزدبانوى عشق، بارورى، آب، برکت‌بخشى و پیروزگرى است

آینه : آینه نمادی از به خویشتن نگریستن و به درون نظاره کردن است . دقیقا” آن چیزی که در لحظه سال نو توصیه شده و در آن لحظه بی همتا که گذشته و آینده به هم پیوند می خورد باید نظری کرد به خویشتن خویش

ماهی : نماد زایش‏، تازگى ، شادابى و تکاپو است

شمع : مظهر فروغ و روشنایی است

سکه : نشان ثروت و دارندگى است

اسپند : به معناى مقدس‏ و نماد دورکننده‌ى چشم بد است.

شکر و شیرینى : براى شیرین‌کامى همیشگى افراد خانواده است

نارنج : نارنج شناور در میان آب نماد زمین بر روى آب است. در اسطوره‌ى آفرینش‏ آمده است که پروردگار آب را آفرید و سپس‏ عرش‏ خود را بر آن بنا نهاد

تخم‌مرغ : نماد آفرینش‏، نطفه و بارورى است

نان : نشان برکت و رونق روزی است

درباره سفره هفت سین همچنین گفته شده است که سینها نمادی از صداقت ، عدالت و انصاف ، رفتار و کردار و گفتار نیک ، کامیابی و کامیاری ، پرهیزکاری و تقوا ، و بخشش هستند

جایگاه سفره نوروزی و سلامتی

در طول تاریخ بشر، اقوام مختلفی ظهور و با خلق شیوه های گوناگون زندگی از خود، آداب و رسوم و سنتی را به میراث گذارده اند که بررسی، یادآوری، شناخت مفاهیم و تبلیغ و ترویج جوانب مثبت آن ضمن حفظ هویت ملی مایه مباهات، سرافرازی، خودباوری و بالاخره پایداری قومی در مقابل فرهنگ بیگانه می شود سنن و فرهنگ ایرانیان از ریشه و قدمت خاصی برخوردار و تامل برانگیز است. یکی از این سنن، پیام نیاکان ما در زمینه هفت سین است. ایرانیان در روند تدریجی و تکاملی صدها سال از زندگی پرنشیب و فراز و پربار خویش در اول بهار که آغاز سال نو و شکوفایی مجدد طبیعت در این منطقه از کره زمین است، همواره با حفظ آیین شکوهمند و غرورآفرین نوروز با چیدن هفت خوراکی که به زبان شیرین و غنی پارسی با حرف «سین» شروع می شود، در سفره هفت سین، پیام تغذیه ای سالم زیستن را سینه به سینه به نسل معاصر رسانده انداگر به ارزش های غذایی حیات بخش، اعجاز آور و حیرت انگیز خوراکی های تشکیل دهنده سفره هفت سین شامل: سیر، سنجد، سماق، سرکه، سیب، سبزی و سمنو که تاکنون مطالب زیادی در مورد علل یا خواص آن نگاشته شده به شرح مختصر زیر توجه و دقت شود، آن وقت درمی یابیم که در بطن تک تک خوراکی های تشکیل دهنده هفت سین، پیام با ارزش و گرانبهایی برای حفظ سلامتی نهفته است.

مصرف سیر علاوه بر میکروب زدایی و سایر خواص متعدد، در جهت کاهش کلسترول، جلوگیری از تصلب شرائین، متعادل نگهداشتن فشار خون و حفظ سلامت بدن منجمله قلب و عروق در سراسر دنیا توصیه می شود

مصرف سنجد در طب تغذیه علاوه بر خواص مختلف جهت درمان آرتروز توصیه می شود

مصرف سماق همراه کباب علاوه بر خواص متعدد، جهت کاهش مضرات اوره گوشت توصیه می شود

مصرف انواع سرکه منجمله سرکه انگور قرمز(که حاوی لایکوپن است) یا سرکه سیب باخواص اعجاز آور مختلف شامل: پایین آورندگی مضرات چربی مصرف شده در بدن، باز نگهدارندگی عروق و خاصیت ضدسرطانی آن به هر شکل ممکن بالاخص در ترشی ها و سالاد توصیه می شود

کلیه فرهیختگان امور تغذیه در سراسر جهان مصرف یک سیب در روز را نه تنها برای دفع سم، تقویت دستگاه گوارشی، تامین ویتامین ها و املاح لازم جهت حفظ سلامتی و شادابی توصیه می کنند، بلکه آن را موجب بی نیازی به پزشک می پندارندمصرف مداوم انواع سبزی تازه جهت تامین فیبر، ویتامین ها و آنتی اکسیدان های لازم به دلیل خاصیت ضد سرطانی و ضد بیماری قلبی آن مورد توصیه کلیه متخصصان تغذیه است. تهیه سمنو با آرد جوانه گندم که سرشار از ویتامین ای (به عنوان آنتی اکسیدان قوی و بی اثر کننده رادیکال های آزاد در بدن) و انواع ویتامین های ب است و مصرف آن ضمن تامین کالری برای حفظ جوانی، سلامتی، ضدپیری و افسردگی همواره توصیه می شود.
__________________
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ی ارزانی است!
چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان !
و دروغ از همه چیز ارزان تر
آبروقیمت یک تکه ی نان
وچه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان!
*ونوس* آفلاین است   پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از دوست گرامی *ونوس* عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
Afrodit (2011-01-28), negah (2012-03-05), فاطیما (2012-03-06)
قدیمی 2011-01-27, 09:00 AM   #4
*ونوس*
کاربر فعال
 
آواتار *ونوس*
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
موقعیت: تو قلب همسری...
ارسالها: 961
تشکر کرده : 5,674
تشکر شده 4,802 بار در 828 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute

مدال های افتخار

پیشفرض روز سپندارمذگان

در سال هاى اخیر برخى ایرانیان به خصوص جوانان با جشن ها و مناسبت هاى خارجى آشنا شده اند و برگزارى اینگونه مراسم را نشانۀ تجدد و تمدن مى دانند. متداول ترین آنها روز Valentine یا روز عشاق است. شاید عشق و دوست داشتن از قدیمى ترین و آشنا ترین کلمات براى انسان ها باشد و به همین جهت روز جهانى عشق بسیار مورد استقبال قرار گرفته است.

حوالى ٢۵ بهمن ماه (١۴ فوریه = روز والنتاین) شور و شوق خاصى در خیابان ها دیده مى شود؛ ویترین مغازه ها از قلب، روبان هاى قرمز رنگ و عروسک و شکلات پر مى شود، مراکز بزرگ خرید با عرضۀ اجناس لوکس فانتزى به استقبال روز عشاق مى روند.

همه جا اسم Valentine به گوش مى رسد اما کسان اندکى بخصوص در میان جوانترها تاریخچه روز ولنتاین را مى دانند.

روایت این است که در قرن سوم میلادى، هم زمان با اوایل حکومت ساسانیان، در رم فرمانروایى به نام کلودیوس دوم با افکارى عجیبى حکومت مى کرد. از جمله او ازدواج را براى سربازان امپراطورى رم قدغن کرده بود چون معتقد بود سربازى خوب خواهد جنگید که مجرد باشد .

کلودیوس دوم به قدرى بى رحم بود که هیچ کس جرأت نداشت به سربازان براى ازدواج کمک کند. اما کشیشى به نام والنتیوس (سنت والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومى را با دختران محبوبشان جارى مى کرد.

کلودیوس دوم از این جریان خبردار مى شود و دستور مى دهد که والنتیوس را به زندان بیندازند. والنتیوس در زندان عاشق دختر زندانبان مى شود اما سرانجام به جرم جارى کردن عقد عشاق ، با قلبى عاشق اعدام مى شود… به همین خاطر او را شهید راه عشق مى دانند .

از آن به بعد سالروز اعدام سنت والنتیوس روز عشق نامیده مى شود و دلدادگان در تمام جهان با تهیه هدایایى نمادین سعى در نشان دادن عشق و محبت خود مى کنند.

اما در میان آنها که تاریخ ولنتاین را هم مى دانند شاید کمتر کسى بداند که در ایران باستان از بیست قرن پیش از میلاد ، روزى موسوم به روز عشق وجود داشته است. سپندارمذ یا روز اسفندگان، جشن زمین و گرامى داشت زن و عشق است.

ایرانیان این جشن را روز پنجم ماه اسفند (٢٩ بهمن در تقویم کنونى)، که سپندارمذ نامیده مى شد، به مناسبت هم نام بودن روز با ماه، برگزار مى کردند. این روز متعلق به فرشته مقدس "آرمئى تى" است که آن را سپندارمذ مى گویند و در عالم معنوى مظهر عشق و محبت، تواضع و بردبارى، جانبازى و فداکارى و در جهان مادى، حامى زنان نیک و پارسا است.

ابوریحان بیرونى از این روز با عنوان "مزدگیران" یا مردگیران" یاد کرده که در آن زنان به شوهران خود با محبت هدیه مى دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهى نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت مى کردند و اجراى این امر را جزو فرائض دینى خود به حساب آورده و ایمان داشتند که اگر کسى چنین کارهاى نیکو کند، پس از مرگش در بهشت جاویدان منزل خواهد گرفت. امروزه در بعضى از مناطق مرکزى ایران از جمله اقلید، محلات و کاشان این جشن برگزار مى شود.

چندین سال است که گروهى از جوانان ایرانى با تکیه بر آیین هاى باستانى این مرز و بوم در شناساندن روز سپندارمذ و جایگزین کردن آن با روز Valentine تلاش مى کنند. به طورى که اغلب با نوشتن مطالبى در وبلاگ هاى شخصى خود و یا فرستادن پیامک یا SMS* براى اطرافیان، درخواست مى کنند براى برگزارى روز Valentine تا روز سپندارمذ صبر کنند .

البته هنوز بازار Valentine داغ است. عده اى با تردید و دودلى به این تغییر تن مى دهند و عده اى نیز با این استدلال که بهتر است روز عشق را همزمان با مردم دیگر جهان برگزار کرد از ایرانى کردن این روز پرهیز دارند و به برگزارى آن در روز ٢۵ بهمن (١۴ فوریه) اصرار مى ورزند . فقط مى توان تعداد محدودى را دید که همگام با زرتشیان روز سپندارمذ را جشن مى گیرند.

* چند نمونه از SMS هایى که به این مناسب رد و بدل مى شود:
از هم اکنون و قبل از رسیدن روز والنتاین ، بیائید با آشنایى بیشتر با روز سپندارمذ ( روز جشن زمین و گرامى داشتن عشق ) ، به خود قول دهیم که : از این پس اى ایرانى بیشتر با فرهنگ ، آداب و رسوم ملى و قومى خود درآمیز….

٢٩بهمن ، روز سپندارمذگان "روز عشق" را همانند ایرانیان ِ٣٠٠٠ سال پیش به جاى ولنتاین جشن مى گیریم. ایرانى باشیم.

شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از ٢۵ بهمن ( Valentine) به ٢٩ بهمن (سپندارمذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم.
__________________
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ی ارزانی است!
چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان !
و دروغ از همه چیز ارزان تر
آبروقیمت یک تکه ی نان
وچه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان!
*ونوس* آفلاین است   پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از دوست گرامی *ونوس* عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
Afrodit (2011-01-28), Amitida (2012-03-05), فاطیما (2012-03-06)
قدیمی 2011-01-27, 09:14 AM   #5
*ونوس*
کاربر فعال
 
آواتار *ونوس*
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
موقعیت: تو قلب همسری...
ارسالها: 961
تشکر کرده : 5,674
تشکر شده 4,802 بار در 828 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute*ونوس* has a reputation beyond repute

مدال های افتخار

پیشفرض پیشینه کوتاهی از چهارشنبه سوری

جشن سوری و یا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوری میخوانیم ، جشنی است که مانند بیشتر جشن های ایرانی که به ستاره شناسی بستگی دارند مبدا همه حساب های علمی و تقویمی است . در آن روز در سال ۱۷۲۵ پ م زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ کهن را درست و منظم کرده است بر خلاف بعضی از مناسبت ها این مناسبت سر منشا ای کهن و باستانی در تاریخ این آب و خاک دارد، و از اهمیتی به مراتب بالاتر از نوروز بر خوردار است. از این رو شاید از آنچه که بایسته این مناسبت تاریخی بوده کمتر به آن توجه شده! بر ماست که دست کم در مورد بعضی نکات برجسته آن بیشتر از آنچه تا حال میدانسته ایم بدانیم جشن سوری تنها یک جشن ساده نیست ، جشن سوری یک یاد آوری از گوشه ای از تاریخ غرور آور این آب و خاک است امروزه ما مردم ایران هر ساله به شکل های مختلف جشن چهار شنبه سوری را برگزار میکنیم ، در جای های ایران این جشن به صورت های مختلف برگزار میشود که نسبت به آنچه اصل آن بوده تفاوت های بسیاری دارد در شهر های بزرگ به نظر می رسد که رسوم و آداب اصیل جشن سوری رو به فراموشیست و آنچه بدان تبدیل شده یک فستیوال جدید است که هیچ ربطی به اصل جشن سوری ندارد! البته باید یاد آور شد هنوز در شهرستان ها و شهر های کوچک و روستا ها پیوند هایی بین چهار شنبه سوری و خود جشن سوری دیده میشود که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد. تا به حال بر اساس تحقیقات محققین و پژوهشگران هیچ سند تاریخی برای روز دقیق برگزاری جشن سوری در زمان باستان بدست نیامده. آنچه مسلم است این است که ممکن نیست در ایران باستان جشن سوری در یک روز معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار میشده ! چرا که تقویم ایران باستان اصلا شماره روز ها به صورت هفته گانه نداشته! یعنی هر روز نام خاص خود را داشته. روز شماری که ما امروزه از آن استفاده میکنیم که بر اساس آن هر ماه به چهار بخش هفت قسمتی که هر بخش یک روز است و در کل به آن هفته میگوییم تقسیم شده ، پس از ورود اعراب به ایران و از روزشمار تازیان برداشت شده پیش از آن ماه های ایرانی به صورت پنج پنج تقسیم میشده که به هر یک پنجه میگفتند. مثل تقسیمی که در مصر باستان بابل رایج بوده. تقویم ایران باستان شامل دوازده ماه سی روزه بوده ( سی روز بی کم و کاست و نه سی و یک روز ) و در سال کبیسه پنج روز با الهام از پنج نام گاتاها به سال اضافه میکردند، این پنج روز را در مجموع پنجه، خمسه، پنجه دزدیه، خمسه مسترقه، گاه، اندرگاه، بهیزک و پنجه وه میگفتندبر این اساس در ایران باستان زمان جشن سوری نمیتوانسته در شب چهارشنبه بوده باشد، چرا که اصلا شنبه و چهار شنبه و آدینه ای برقرار نبوده!

خراسان

مردم خراسان در شب چهار شنبه آخر سال ، نزدیک غروب‌افتاب ، هر خانواده یا گروهی ، هفت یا سه بوته خار روشن می کنند . سپس پیر و جوان و کوچک و بزرگ از روی آتش می پرند و برای دفع شرور و زیان ، این شعر را می خوانند
زردی ما از تو
سرخی تو از ما
در برخی روستا ها ، هنگام پریدن از روی آتش ، این شعر را می خوانند


آلا به در ، بلا به در
دزد و حیز از دها به در
در توضیح شعر دوم ، آلا همان ال است که زنی موهوم و لاغر اندام و بلند قد و سرخ روست که بینی اش از گل و کارش دزدیدن جگر زنان زائوست .! دها به آدم دزد و چشم دریده گویند. با خواندن این ترانه ها و پریدن از روی آتش آل ها و دزد ها و زیانکاران را از روستا و خانه های خود می رانند

دیگر رسوم شب چهار شنبه

همچنین دیگر رسوم شب چهار شنبه از قبیل : کوزه شکنی ، فال گوش ، گره گشایی ، بخت گشایی دفع چشم زخم و بخت گشایی کندر و خوشبو ، قلیا ( زاج سیاه را گویند ، و زاج خود از نمک های طبیعی است ، بی بو و بی مزه ) سودن ، آش بیمار ، فال گرفتن با بلونی ( کوزه دهانه گشاد ، شبیه شیشه های مربا ) ، در اکثر شهر ها و شهرستان های ایران کم و بیش و با اختلافاتی انجام میشود . مثلا در مورد بخت گشایی سنت تقریبا یکیست اما در اصفهان محل آن سنگ سوراخی در قریه مورگان است ، در تهران و شیراز و تبریز توپ مروارید در همدان شیر سنگی

شیراز

آتش افروختن در معابر و خانه ها ، فال گوش ایستادن ، اسپند سوختن ، نمک گرد سر گرداندن ، در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانیدن همراه با اوراد ( دعا ها و ذکر ها ، جمع ورد ) مخصوصی است که زنان می خوانند . قلمرو چهار شنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آن جا نیز توپ کهنه ای است مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند، البته در گذشته دور که اینک در شسراز و تهران هر دو این رسم منسوخ شده است

در سروستان (که در حدود نود و دو کیلومتری شرق شیراز قرار دارد) نیز مراسم چهار شنبه سوری تشریفات خاصی دارد. در غروب آخرین چهار شنبه سال ، مراسمی بسیار ساده بر پا میشود. به این ترتیب که توی کوچه ها ، میدان ها و اغلب خانه ها ، خرمن های خار و گون آماده را با شعله آتش می افروزند و همه با سرور و شادی از کوچک و بزرگ از روی آن می پرند

بوته افروزی

در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار وگزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند.

مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند

.: زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده

مراسم کوزه شکنی

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کردند و می گفت: «درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.

همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز ۲۱ دسامبر ( ۳۰ آذر ) به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی که در محاسبه روز کبیسه رخ داد . این روز به ۲۵ دسامبر انتقال یافت

فال گوش نشینی

زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن داشتند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستادند و گوش به صحبت رهگذران می سپردند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبتکردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران می شنیدند، برآمدن حاجتو آرزوی خود را برآورده می پنداشتند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا می شنیدند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانستند.

قاشق زنی

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتادند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زدند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نمی آوردند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه

مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می انداختند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می رفتند.

آجیل مشکل گشا

یکی از مراسم بسیار مورد توجه شب چهارشنبه سوری، تشریفات فراهم آوردن آجیل مشکل گشا می باشد. این آجیل وجهی تمثیلی دارد. هر کس که مشکل و گرفتاری داشته باشد با تشریفاتی این آجیل را تهیه و به عنوان نذر و فدیه میان دیگران پخش می نماید. بی گمان در شکل اولیه ، این تقدیم و اهدایی بوده جهت فروهر ها که بر سفره مینهادند تا موجب خشنودی شان شود لرک همان آجیل گهنبار هاست که معمولا از هفت نوع میوه خشک است شامل: پسته ، بادام ، سنجد ، کشمش ، گردو ، برگ هلو ، انجیر و خرمای خشک که در مراسم آفرینگان ها ، گهنبار ها ، جشن خوانی ، جشن نوزادی ، در مراسم سدره و کشتی بندی (سدره : پیراهن سفید و پنبه ای است که بر تن میکنند ، کشتی: طنابی است که از پشم بافته شده و آن را با ترتیب خاصی به کمر می بندند ، زرتشتیان از این دو در مراسم خاص مثل نماز استفاده میکنند ) و دیگر اعیاد به مدعوین داده می شود در اعتقادات عامه مردم مسلمان است که شب جمعه آخر سال یا شب چهار شنبه یا آخرین شب سال ، اهل قبور و ارواح مردگان باید زیارت شوند و آنکه در این شب ها بیدار و منتظر و بر بام خانه های خود در آمده تا که بازماندگان به نام آنان نذور و خیرات دهند و هم چنین مرسوم است در چنین شبهایی در گورستان ها بر سر قبر عزیزان شمع یا چراغ بیفروزند . همه این ها و بسیاری دیگر یاد آور مراسم مردم ایران قدیم است که برای فروهران در ده روز پایان سال که ایام فروردگان است انجام می دادند و امروزه کم و بیش نیز زرتشتیان انجام می دهند
__________________
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ی ارزانی است!
چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان !
و دروغ از همه چیز ارزان تر
آبروقیمت یک تکه ی نان
وچه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان!
*ونوس* آفلاین است   پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از دوست گرامی *ونوس* عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
Afrodit (2011-01-28), Amitida (2012-03-05), فاطیما (2012-03-06)
پاسخ

کلیدواژه
فروغ, فرشته, لباس, ماست, مزه, معروف, نماز, نان, کتاب, گردو, افسرده, ایمان, ایران, بیمار, بازی, باستانی, برنج, تبریز, ترشی, تغذیه, جشن, درمان, دعا, ذکر, زمستان, زیبایی, سلامت, سنتی, سال نو, شهید, شیرینی, شیراز, شب یلدا, شعر, عروس, عطر


در حال حاضر کاربران زیر مشغول مشاهده این تاپیک می باشند: 1 (0 عضو و 1 میهمان)
 
امکانات
حالات نمایش

قوانین ارسال
نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید

BB code فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال

Forum Jump

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده انجمن پاسخها آخرین نوشته
راهنمای سفر به استان همدان و کرمانشاه mahtab 60 گردشگری و ایرانشناسی - Tourism 62 2015-02-23 10:47 PM


Free PageRank Checker

ساعت: 03:43 PM بوقت GMT +3.5


Powered by: vBulletin Version 3.8.6
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.

قدرت این انجمنها در استفاده از برنامه vBulletin می باشد.
حقوق نرم افزار استفاده شده در سایت برای Jelsoft Enterprises Ltd محفوظ است.
استفاده از محتوای سایت تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز است. در صورت تخلف پیگرد قانونی دارد