تلویزیون آموزشی روزمنو
آموزش نوشیدنی های خنک و پر انرژی
روزمنو، محبوب ترین انجمن آشپزی و شیرینی پزی ایرانی

برگشت   روزمنو، محبوب ترین انجمن آشپزی و شیرینی پزی ایرانی > دینی و مذهبی > روزگار وصل

روزگار وصل

تقویم اسلامی


User Tag List

پاسخ
 
امکانات حالات نمایش
قدیمی 2013-11-12, 04:24 AM   #1
Setayesh92
کاربر جدید
 
آواتار Setayesh92
 
تاریخ عضویت: Jul 2013
ارسالها: 7
تشکر کرده : 900
تشکر شده 16 بار در 5 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
Setayesh92 در آغاز راه است
new1 یا حسین

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام
بی نهایت خسته و افسرده ام

تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

روی من خروارها از خاک بود
وای، قبر من چه وحشتناک بود!

بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود

هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت

خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد

نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی

ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب

آمدند از راه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟

گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود
لرزه بر اندام من افتاده بود!

هر چه کردم سعی تا گویم جواب
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب

از سکوتم آن دو گشته خشمگین
رفت بالا گرزهای آتشین

قبر من پر گشته بود از نار و دود
بار دیگر با غضب پرسش نمود:

ای گنه کار سیه دل، بسته پر
نام اربابان خود یک یک ببر

گوئیا لب ها به هم چسبیده بود
گوش گویا نامشان نشنیده بود

نامهای خوبشان از یاد رفت
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت

چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد
بار دیگر بر سرم فریاد کرد:

در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو

هر چه می کردم به اعمالم نگاه
کوله بارم بود مملو از گناه

کارهای زشت من بسیار بود
بر زبان آوردنش دشوار بود

چاره ای جز لب فرو بستن نبود
گرز آتش بر سرم آمد فرود

عمق جانم از حرارت آب شد
روحم از فرط الم بی تاب شد

چون ملائک نا امید از من شدند
حرف آخر را چنین با من زدند:

عمر خود را ای جوان کردی تباه
نامه اعمال تو باشد سیاه

ما که ماموران حق داوریم
پس تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود

نا امید از هرکجا و دل فکار
می کشیدندم به خِفّت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد
از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان
دیگران چون نجم و او چون کهکشان

صورتش خورشید بود و غرق نور
جام چشمانش پر از خمر طهور

لب که نه، سرچشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات

چشمهایش زندگانی می سرود
درد را از قلب انسان می زدود

بر سر خود شال سبزی بسته بود
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

کِی به زیبائی او گل می رسید
پیش او یوسف خجالت می کشید

دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده اینجا حسین فاطمه؟!

صاحب روز قیامت آمده
گوئیا بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد

گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)
من کجا و دیدن روی حسین (ع)

گفت: آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را

اینکه این جا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد

بارها بر من محبت کرده است
سینه اش را وقف هیئت کرده است

سینه چاک آل زهرا بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است

اسم من راز و نیازش بوده است
تربتم مهر نمازش بوده است

پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید

بهر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من

اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه میشد صورتش بهرم کبود

تا به دنیا بود از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده

قلب او از حب ما لبریز بود
پیش چشمش غیر ما ناچیز بود

با ادب در مجلس ما می نشست
قلب او با روضه ی من می شکست

حرمت ما را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت

اشک او با نام من می شد روان
گریه در روضه نمی دادش امان

بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذر رقیه کرده است

گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا (س) می برم

هرچه باشد او برایم بنده است
او بسوزد، صاحبش شرمنده است

در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی اعدا شود

کشته اشکم، شفیع امتم
شیعیان را مُنجِیَم از درد و غم

گرچه در ظاهر گنه کار است و بد
قلب او بوی محبت میدهد

سختی جان کندن و هول جواب
بس بود بهرش به عنوان عقاب

در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم

آری آری، هرکه پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است

ناگهان بیدار گردیدم زخواب
از خجالت گشته بودم خیس آب

دارم اربابی به این خوبی ولی
می کنم در طاعت او تنبلی؟!

من که قلبم جایگاه عشق اوست
پس چرا با معصیت گردیده دوست؟

من که گِریَم بهر او شام و پگاه
پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟

من که گوشم روضه ی او را شنید
پس چرا شد طالب ساز پلید؟

چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل
جملگی از وی مولایم خجل

شیعه بودن کی شود با ادعا؟
ادعا بس کن اگر مردی بیا

پا بنه در وادی عشق و جنون
حبّ دنیا را ز قلبت کن برون

حبّ دنیا معصیت افزون کند
معصیت قلب ولیّ را خون کند

باش در شادی و غم عبد خدا
کن حسابت را ز بی دینان جدا

قلب مولا را مرنجان ای جوان
تا شوی محبوب رب مهربان
__________________
از ﺯﻧـﺪﮔـــ ــﮯ خـــوבتــــ پـــازلـــ בرستــــ نـــکنـــ که هـــر کـــسی بخـــواهב ﺯﻧـﺪﮔـــ ــﮯ اتــــ را بســـازב
Setayesh92 آفلاین است   پاسخ با نقل قول
8 کاربر زیر از دوست گرامی Setayesh92 عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
*نيايش* (2013-11-12), baran78 (2013-11-12), Mitra@ (2013-11-12), pooan (2013-11-12), setayesh66 (2013-11-12), ماهمون (2013-11-12), کرشمه (2013-11-12), zamzam (2014-06-25)
قدیمی 2013-11-12, 09:34 PM   #2
کرشمه
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Dec 2012
موقعیت: تهران
ارسالها: 1,411
تشکر کرده : 13,448
تشکر شده 33,332 بار در 1,907 پست
Mentioned: 2 Post(s)
Tagged: 4 Thread(s)
کرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond reputeکرشمه has a reputation beyond repute

مدال های افتخار

پیشفرض پاسخ: یا حسین

البوم خورشید
امید - شاعر استاد علی انسانی
خوانده - امیر حسین مدرس

من از متن این مرثیه خیلی خوش اومد اینجا براتون تایپش میکنم . صدتا روضه تو خودش داره .

نه کن از خار هراس
باغ ما دارد یاس
یک بیابان دشمن
منو یک عباس
اسمانم منو عباس علی ماه من است
چه غم از روبهیان
شیر به همراه من است
مرحبا عباسم
بنگر ای ماه تمام
کف زنان لشکر شام
که شده کار حسین
بعد عباس تمام
تو نه امید منی
بلکه امید همه ای
هم گل ام بنی
هم پسر فاطمه ای
مرحبا عباسم
ساقی سر مستم
بعد تو بشکستم
افتخارم به تو بود
میروی از دستم
چشم در راه بود
دخترک غمزده ام
چه بگویم اگر او گفت
چرا خم شده ام
مرحبا عباسم
__________________

فردا دوباره صبح می اید از این مسیر ---- پس چشم انتظار لحظه ی دیدار میشویم
کرشمه آفلاین است   پاسخ با نقل قول
9 کاربر زیر از دوست گرامی کرشمه عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
*نيايش* (2013-11-13), baran78 (2013-11-12), Maryam_chef (2013-11-13), melmel (2013-11-13), Mitra@ (2013-11-13), setayesh66 (2013-11-13), Setayesh92 (2013-11-13), مهدیس بانو (2013-11-13), zamzam (2014-06-25)
پاسخ

کلیدواژه
یا, حسین


در حال حاضر کاربران زیر مشغول مشاهده این تاپیک می باشند: 1 (0 عضو و 1 میهمان)
 
امکانات
حالات نمایش

قوانین ارسال
نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید

BB code فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال

Forum Jump

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده انجمن پاسخها آخرین نوشته
آشپزخانه مامان زهرا و حسین (نسرین) مامان زهرا و حسین آشپزخانه، قلب تپنده ی خانه ما 115 2014-12-31 12:05 PM
امام سجاد(ع)((( زینت ساجدین))) Mitra@ آموزگاران مکتب نــور 87 2014-11-19 06:02 PM
حسین پناهی *عاطفه* مفاخر ادبی 47 2012-12-25 09:45 PM
امام حسین (ع) + بیلبوردهایی در لندن Yekta دانستنیهای دینی و مذهبی 0 2012-01-03 05:56 PM


Free PageRank Checker

ساعت: 06:28 PM بوقت GMT +3.5


Powered by: vBulletin Version 3.8.6
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.

قدرت این انجمنها در استفاده از برنامه vBulletin می باشد.
حقوق نرم افزار استفاده شده در سایت برای Jelsoft Enterprises Ltd محفوظ است.
استفاده از محتوای سایت تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز است. در صورت تخلف پیگرد قانونی دارد